بی نقاب

هر روز شیطون تر از دیروز

دیروز اولین نقاشیش رو روی دیوار کشید :|

یه کاکتوس خاردار رو (با دستاش !!!!) از ریشه ،

از خاک بیرون کشید

بک کاور گوشیمو (ببخشید) توی توالت فرنگی انداخت

من میرمـ توی افق محو شمـ ...


# دلبر
+  |  چهارشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۱ | بهـ وقتِ  12:12 PM  |   | 

این داستان: وقتی پدر بچه بیخیاله

به مناسبت روز عشق ، به همراه جوجه طلایی رفتیمـ فروشگاه ... واسه مامان بچه پاستیل و برای اصل کاری چوب شور گرفتیمـ و مشترکا ازین شکلات ها همراه با چوب بیسکویتی :)) بعد از اونمـ با مامان روی نیمکت های سر سبز سر خیابون نشستیمـ و دو تایی خوردیمشون 😂 ، هر کسی که رد میشد یه کمـ قربون صدقه ی جوجه میرفت :))

و این بود ولنتاین ما :)


# ادامه بمونه واسه خودمـ # ولنتاین
ادامه های رمز دارِ من :)
+  |  چهارشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۱ | بهـ وقتِ  12:13 AM  |   | 

کاش زیاد نباشن

یعنی چند نفر توی دنیا

دیوونه وار عاشق کسی بودن

و بهش نرسیدن؟


# ادامه مطلب رمز ندارد # قومـ ِمغول
ادامه های رمز دارِ من :)
+  |  دوشنبه ۲۴ بهمن ۱۴۰۱ | بهـ وقتِ  10:58 PM  |   | 

ترافیک عروسی ها + تاریخ

مینویسمـ تا ؛ بمونه یادمـ ...

+ زندگی بالا و پایین داره
روزای خوب و بد داره
روزایی داره که کش اومدن و روزایی که روی دور تندن
روزایی که مثل شب امتحان پر استرس و هیجان و فشارن
میگذرونیشون به امید نمره های خوب و تعطیلاتِ پیش رو
این روزا روزای خوبین ولی انگار کش اومدن و زیاد و خسته کننده شدن ... کاش همیشه کُلی شادی باشه (البته همراه با استراحت)


ادامه های رمز دارِ من :)
+  |  یکشنبه ۲۳ بهمن ۱۴۰۱ | بهـ وقتِ  6:29 PM  |   | 

وصیت نامه

برای بار هزارمـ وصیت میکنمـ که

هیچ کس ... بعد از فوت من

هیچ شادی رو عقب نندازه😐


ادامه های رمز دارِ من :)
+  |  یکشنبه ۲۳ بهمن ۱۴۰۱ | بهـ وقتِ  6:14 PM  |  

●♪♫

تو شمعو فوت کن،

با عشق و خنده

آخه جونِ ما ؛ به جونت بنده

تمومِ آرزومون واست بختِ بلنده


# عشق مامان 🧿 # تولدانه
ادامه های رمز دارِ من :)
+  |  پنجشنبه ۲۰ بهمن ۱۴۰۱ | بهـ وقتِ  11:0 AM  |  

داریمـ نزدیک میشیمـ ♥️

و تـــو قشنگ ترین

معجزه ی زندگی منی

+ دو سالِ پیش ، این موقع ها توی بیمارستان بودمـ دردا هر ۱۵ دقیقه یکبار تکرار میشدن و اون وسطا که دردا نبودن و آرومـ بودمـ ؛ قسمت هایی از عصر جدید رو توی اینستا نگاه میکردمـ (یادش به خیر اون موقع ها فیل ترینگی نبود)


# عشق مامان 🧿
+  |  پنجشنبه ۲۰ بهمن ۱۴۰۱ | بهـ وقتِ  12:55 AM  |   | 

ارزش داره اصلا؟

با یه گل نرگس اومد خونه

و من دقیقا یاد پست دیشب جانا افتادمـ ...

حتما باید دلخوری باشه تا گلی خریداری شه؟ 🤔

+  |  سه شنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۱ | بهـ وقتِ  2:39 PM  |   | 

آرزوی برآورده شده ی من

یکی از آرزو هامـ این بود که :

یه دختر داشته باشمـ و

لباس قرقری تنش کنمـ

پوشکش از زیر دامنش قلمبه مشخص باشه

و راه بره و از همه دلبری کنه


# عشق مامان 🧿
ادامه های رمز دارِ من :)
+  |  سه شنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۱ | بهـ وقتِ  3:35 AM  |   | 

سر شیشه ی مربا :|

+  |  دوشنبه ۱۰ بهمن ۱۴۰۱ | بهـ وقتِ  3:50 PM  |   | 

چرا واقعاااا

اعتراف میکنمـ

استرسی رو که امشب دارمـ تجربه میکنمـ

شب قبل از عروسی ِ خودمون نداشتمـ :|


# اعتراف نامه
ادامه های رمز دارِ من :)
+  |  سه شنبه ۴ بهمن ۱۴۰۱ | بهـ وقتِ  10:29 PM  |   | 

خسته مینویسمـ

خد.ایا هزاران بار شُکرت بابت همه چیییزز

فقط تو رو خد.ا هوامونو داشته باش 🥺

+ یعنی میشه من بیامـ و بنویسمـ این روزا در بهترین شکل ممکنه گذشت؟ (با شادی و صد البته سلامتی)


# ادامه بمونه واسه خودمـ # برای اون بالایی نوشتمـ # mood
ادامه های رمز دارِ من :)
+  |  سه شنبه ۴ بهمن ۱۴۰۱ | بهـ وقتِ  1:42 AM  |  

آشوبمـ ...

+  |  دوشنبه ۳ بهمن ۱۴۰۱ | بهـ وقتِ  1:27 PM  |   |