بی نقاب

همچنان اسکویید گیم (قسمت آخر)

همیشه فکر می‌کنیم «بازی» تموم شده، اما در واقع، شکلش فقط عوض می‌شه ؛ بیرون از اون جزیره هم مردم برای بقا همدیگه رو حذف می‌کنن، فقط بدون لباس قرمز!!!


# سخن بزرگان
ادامه های رمز دارِ من :)
+  |  یکشنبه ۲۷ مهر ۱۴۰۴ | بهـ وقتِ  2:24 AM  |   | 

اسکویید گیم

از نظر روانی، وقتی آدم به جایی می‌رسه که فکر می‌کنه «تمومه»، معمولاً دلیلش اینه که مغز دیگه راهی برای فرار از درد پیدا نمی‌کنه.

نه اینکه واقعاً هیچ راهی نباشه — فقط مغز، از شدت خستگی، اون راه‌ها رو دیگه نمی‌بینه.

تو اون لحظه، آدم نمی‌خواد زندگی رو تموم کنه، می‌خواد درد رو تموم کنه.

ولی اگه همون لحظه یکی باشه که گوش بده، یه ذره امید بده، یا حتی فقط سکوت کنه و همراه باشه… مغز دوباره یه جرقه‌ی کوچیک پیدا می‌کنه. همون جرقه‌ای که باعث می‌شه آدم یه قدم کوچیک برداره و از اون تاریکی فاصله بگیره!!


# سخن بزرگان
+  |  یکشنبه ۲۰ مهر ۱۴۰۴ | بهـ وقتِ  4:14 AM  |   | 

موقت

+  |  جمعه ۱۸ مهر ۱۴۰۴ | بهـ وقتِ  2:54 AM  |   | 

تعهد

تعهد خیلی مهمه؛

تعهد به حرفات

تعهد به انتخابت

تعهد به کارت

تعهد به قولت

تعهد به آدمایی که تو زندگیتن،

تعهده که عیار آدما رو مشخص میکنه...

وگرنه موقع حرف زدن و قول دادن، همه هستن!

حتی یه غریبه تو خیابون.

+  |  جمعه ۱۸ مهر ۱۴۰۴ | بهـ وقتِ  2:49 AM  |   | 

نوا

یه دیوونه سنگی می‌ ندازه توی چاه،

صد تا عاقل نمی‌ تونن درش بیارن


# قومـ ِ مغول
ادامه های رمز دارِ من :)
+  |  پنجشنبه ۱۷ مهر ۱۴۰۴ | بهـ وقتِ  3:33 AM  |   | 

..

.

‏بعضی

جنگها

بی ارزشه،

بباز

بیا

بیرون.

.

+  |  یکشنبه ۱۳ مهر ۱۴۰۴ | بهـ وقتِ  2:15 PM  |   |