بی نقاب

دلیلِ منی

صدای خنده هاتو با دنیا عوض نمیکنمـ 💜


# عشق مامان 🧿
+  |  چهارشنبه ۳۰ شهریور ۱۴۰۱ | بهـ وقتِ  4:43 PM  |   | 

لامصبا عادی نمیشن

بعضی کارا هستن که

مهمـ نیست بارِ چندمه انجامـ میشن

هر بار مثل دفعه ی اول سختن ...


# mq
+  |  دوشنبه ۲۸ شهریور ۱۴۰۱ | بهـ وقتِ  11:42 PM  |   | 

#مهسا_امینی

امروز و دیروز هزار بار اومدمـ که بنویسمـ

ولی هیچی به ذهنمـ نرسید

پُرمـ از حرف و در عین حال؛

هیچ چیز ندارمـ

واسه گفتن

...

+ وقتی خودت دختر داشته باشی ، دردِ ماجرا بیشتره ... :(

بعدا نوشتمـ : بله دوست عزیز ، دنیا به نظر من احتیاجی نداره، منمـ چیزی نگفتمـ چرا که گفتنش فایده ای نداره و دردی رو دوا نمیکنه :) ولی خب راستش اینجا متعلق به منه و در مورد چیزایی که ذهنمـ ُ درگیر کرده مینویسمـ :) پس عزیزمـ اگر خوندن هر چیزی ناراحتت میکنه میتونی اون دکمه ضربدر بالا رو بزنی و خارج شی !! به همین راحتی...

+  |  یکشنبه ۲۷ شهریور ۱۴۰۱ | بهـ وقتِ  2:30 PM  |   | 

سوال دیشب

وقتی میدونی

با چه چیز هایی (هر چند کوچیک)

خوشحال میشمـ

چرا دریغ میکنی؟ 🤔


# تو ِ من
+  |  یکشنبه ۲۷ شهریور ۱۴۰۱ | بهـ وقتِ  1:13 AM  |   | 

کاش از اینجا تا ابد ؛ پُر باشه از قشنگی

و من همونیمـ که ده ساله دارمت

سالگردمون مبارک توِ من💜


# تو ِ من # 🧿
+  |  شنبه ۲۶ شهریور ۱۴۰۱ | بهـ وقتِ  11:4 PM  |   | 

خودسانسوری

باید کمی دیوانه تر باشیمـ

اگر نه

دیوانه خواهد کرد ما را

دردِ دوران ....


# ای حال نامعلومـ # آرومـ باش # آرومـ
ادامه های رمز دارِ من :)
+  |  جمعه ۲۵ شهریور ۱۴۰۱ | بهـ وقتِ  5:26 AM  |   | 

پند امشب:

تا از سن خریتتون نگذشته ؛

تا میتونید خریت کنید .


# سخن بزرگان
+  |  پنجشنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۱ | بهـ وقتِ  3:3 AM  |   | 

به توان دو

بعضی از روز ها

یک روز نیستد

چند روزن (!)

+ کاش یه چوب جادو داشتمـ و با [بی دی با بی دی بوووو] همه وسایل رو خالی میکردمـ و سر جاش میذاشتمـ🥺
++ خد.ایا شکرت ♥️ ممنون بابت همه چیز ، مراقبمون باش و این استرس رو از من بگیر ... :(
+++ وی از شدت خستگی ، در حال غش کردن است ...


# ادامه بمونه واسه خودمـ
ادامه های رمز دارِ من :)
+  |  پنجشنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۱ | بهـ وقتِ  2:22 AM  |   | 

پسر دار شدن

+  |  سه شنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۱ | بهـ وقتِ  12:3 PM  |   | 

کلید اسرار | این داستان: لنز

آخ که دیدن یه عکس ؛

تا کجا ها میتونه ببرتت :))

+ داشتمـ توی اینستا میچرخیدمـ که با عکس سه نفره یکی از بچه های دانشگاه رو به رو شدمـ ، همینجوری که داشتمـ واسه خوشکلی های پسرشون ضعف میرفتمـ ، پرت شدمـ ترمـ یک دانشگاه و ناخودآگاه خندمـ گرفت ...

این دوستِ دور ما همیشه لنز رنگی داشت و میگفت چشمای خودمه :)) منمـ که n ساله لنز میذارمـ گفتمـ لنزه هااا ، گفت نهه طبیه ، رنگ چشمای خودمه و واسه سند یکی از عکسای بچگیشو با فوتوشاپ رنگی کرده بود میگفت ببینید از بچگی همین بوده :)) منمـ تهش گفتمـ باشه بذار فکر کنه ما نمیفهمیمـ :)) جالبی ماجرا میدونی چی بود؟ هر مدتی یه بار رنگ چشمای رنگی خانمـ از آبی به عسلی تغییر رنگ میداد 😂😂

آقا ما یه استاد داشتیمـ که خوراک این دوستمون بود :)) ظاهرا این استاد ما چشمـ رنگی خیلی دوست داشت ، روزای تحویل کار و امتحانا همه براش لنز رنگی میذاشتن و آرایش غلیظ میکردن :))) و واقعا نمره میدادااا :))


# نوستالژی
+  |  دوشنبه ۲۱ شهریور ۱۴۰۱ | بهـ وقتِ  12:20 PM  |   | 

 [مرداد + شهریور]

+  |  یکشنبه ۲۰ شهریور ۱۴۰۱ | بهـ وقتِ  4:25 PM  |   | 

التماس اندکی وقت

نه که ندونمـ چی حالمو خوب میکنه ، نه ;

میدونمـ ، ولی کاری از دستمـ بر نمیاد :|


ادامه های رمز دارِ من :)
+  |  پنجشنبه ۱۰ شهریور ۱۴۰۱ | بهـ وقتِ  3:48 AM  |   | 

ادامه مطلب بی ربط

دلبر که میخوابه

دلمـ میخواد کُلی کار انجامـ بدمـ ...

کارایی توی بیداریش مقدور نیست و نمیتونمـ

تهشمـ وقتی میخوابه انقد خستمـ

که هیچ کاری نمیکنمـ


# قومـ ِمغول
ادامه های رمز دارِ من :)
+  |  چهارشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۱ | بهـ وقتِ  3:59 PM  |   |