روی ماه
نگاه کن واسه این که تو با منی
چه جوری خد.ا رو بغـــل میکنمـ

+ چراغ رو خاموش میکنمـ ، از ترس این که خودممـ خوابمـ ببره، یه پتو روی فرش دایره ای اتاق خواب پهن کردمـ و دو تایی توی تاریکی تصمیمـ گرفتیمـ بخوابیمـ ، شیرشُ دادمـ و چند تا قصه ی مورد علاقـش رو میخونمـ ... با اشاره بهمـ میفهمونه و اصرار داره پتو رو با دستامـ بالای سرش نگه دارمـ تا تاریک تر شه ... ساکت میشمـ . سرش رو روی بالشت کنارمـ گذاشته و مثل همیشه روی شکمـ خوابیده و دستشو زیر صورتش گذاشته . لبمو به صورتش نزدیک میکنمـ و آرومـ چند بار میبوسمش ، بعد دست میکشمـ ؛ چشماشمـ بسته ست . خُب دیگه وقته خوابه ... با صدای (هِمـ) آرومـ گونه ش رو میاره یه ذره جلو تر و تا باز بخوره به لبمـ 💋 اگر این جوجه طلایی خوردنی نیست ؛ پس چیه؟
++ این لحظه ها رو نصیب هر کسی کن که آرزو شو داره ... خواهش میکنمـ .
[ هزاران بار شُکرت ]
# خدایا شُکرت # عشق مامان 🧿 # mq