شیر ِ بی آبرو
![]()
آقا شیره جیـــــش کـــرد :))
![]()

+ براتون از باغ وحش بگمـ ، حیوونای زیادی بودن امـــــا چالش برانگیز ترین حیوون شیر بود و بس :)) زمانی که ما رفتیمـ هوا به شدت سرد بود و تا ساعت ۱۱ عملا حیوونا خوابیده بودن. ما رفتیمـ یه دور زدیمـ و وقتی برگشتیمـ دیدیمـ آقا شیرا بیدار شدن. کش و قوس میرفتن و یکی یکی بیدار میشدن ، در همون حین توجه من به یکی از شیر ها جلب شد که داشت جیش میکرد :)) (ببخشید با جزییات میگمـ ، بعدا دلیلش رو متوجه میشید) جیش جناب شیر بُـرد زیادی داشت و از پشتش به حالت منحنی در میومد . در ضمن همزمان پا ها ش رو همـ تکون میداد و به عقب پرتش میکرد .... خلاصه که در قفسشون ایستادیمـ و دو تا از این سلاطین عزیز جنگل اومدن جلو نرده ها ازمون استقبال کردن و حسابی خود نمایی میکردن
دلبر که عاشق شیرا بود حسابی ذوق میکرد. خلاصه یه کمـ موندیمـ و وقتی بچه ها سیر شدن ، تصمیمـ به رفتن گرفتیمـ ، تو همون حین و وین من به بغل دستیمـ گفتمـ این جیش نکنه رومون ؟ اونمـ گفت نه ! مگه ندیدی کارشو کرده ، خلاصه که ما از روی سکو اومدیمـ پایین و جامونو به بقیه ی بازدید کننده ها دادیمـ و طولی نکشید که صدااااای جیغ همه بالا گرفت :))) و همه فرار میکرد ، دلبر از شلوغی و جیغ و همهمه ،ترسیده بود و گریه میکرد ، منمـ دلبر به بغل ، در حالی که دوستمون داد میزد : اینا که تو قفسن چتووونه ؟ برگشتمـ دیدمـ بعلللللللله ، آقا شیره پشتشو راه کرده و همه رو مورد عنایت قرار داده و همچنان داره جیش میکنه :))
حالا دیگه دلبر مگه کوتاه میومد ؟!!! تا یک هفته به همه تلفن میکرد و میگفت آقا شیره جیش کرد :)) توی راه برگشت همـ هر بچه ای رو که میدید نگه میداشت و بهش میگفت آقا شیره جیش کرده :)))) بچمـ تو روحیش اثر گذاشته بود :)) شیر دیگه سلطان جنگل نمیشه :))
# دلبر